نقشه مغزی(QEEG)

نقشه مغزی :

الکتروانسفالوگرافی کمی (QEEG) یا نقشه مغزی، یکی از به روزترین و پر استفاده‌ترین ابزارهای تصویر برداری عملکردی از مغز می‌باشد. در نقشه مغزی، با استفاده از دستگاه QEEG بسته به نوع اختلال، عملکرد نواحی سطحی و عمقی مغز مورد بررسی و ارزیابی قرار می‌گیرد و می‌تواند اطلاعات زیادی را در رابطه با نوع اختلال و علائم ناشی از اختلال در اختیار پزشک قرار دهد. بر خلاف روش‌های رایج در ثبت EEG، بیشترین کاربرد QEEG در رابطه با اختلالات روانپزشکی می‌باشد. همچنین از این روش می‌توان به منظور تعیین پروتکل درمانی در نوروفیدبک یا rTMS استفاده نمود.

در روش QEEG، سنسورهایی به صورت کلاه بر روی سر فرد قرار می‌گیرد. در طی فرایند تصویر برداری و ثبت، هیچ نوع جریانی به سر فرد وارد نمی‌شود و سنسورها تنها وظیفه ثبت و حس کردن امواج مغزی را بر عهده دارند. بنابراین استفاده از این روش هیچ نوع عوارضی ندارد. پس از طی این مرحله، مراجع به مدت چند دقیقه چشمان خود را می‌بندد و در این مدت، در یک محیط آرام، با نور ملایم و بدون صدا، فرایند ثبت داده انجام می‌گیرد. در این حالت نباید هیچ نوع محرک دیداری و شنیداری وجود داشته و ثبت در سکوت مطلق انجام گیرد که به اصطلاح به این نوع ثبت، ثبت در حال استراحت گویند. اطلاعات ثبت شده از مغز، با استفاده از نرم افزارهای مخصوص پردازش شده و سپس با اطلاعات جامعه نرمال مقایسه می‌شود. پس از این مرحله، تصاویر توپوگرافیک دو بعدی و سه بعدی از عملکرد مغز به دست می‌آید.

در روش‌های سنتی ثبت امواج QEEG، این امواج تنها نشان دهنده عملکرد سطحی مغز بوده، و اطلاعاتی از عمق مغز در اختیار قرار نمی‌گیرد، ولی امروزه با استفاده از نرم افزارهای پیچیده مانند Loreta، اطلاعات خوبی از عملکرد عمقی قشر مغز با استفاده بدست می‌آید.

آمادگی های قبل از اجرای نقشه مغزی (QEEG) :

  • حداقل ۴ ساعت قبل از انجام ثبت، موهای خود را با شامپو شسته و کاملا خشک نمایید.
  • لیست تمامی داروهای مصرفی را قبل از ثبت، در اختیار متخصص مربوطه قرار دهید.
  • قبل از انجام ثبت، از نوشیدن هرگونه نوشیدنی کافئین‌دار و استعمال سیگار خودداری فرمایید.
  • در زمان اجرای نقشه مغزی گرسنه نباشید و از خوردن غذاهای حاضری قندی پرهیز کنید.
  •  شب قبل از انجام نقشه مغزی به اندازه کافی خوابیده باشید.

چرا برای ما نقشه مغزی (QEEG) تجویز می شود؟ چه نیازی به انجام این تست است؟

وقتی که یک آزمون تشخیصی برای ما تجویز می شود، اولین چیزی که در ذهن ما متصور می شود این است که این آزمون دقیقاً چه کمکی می کند. با توجه به اینکه برخی از این آزمون ها هزینه زیادی برای ما به همراه دارند بنابراین برای تصمیم بهتر، بایستی اطلاعاتی در مورد ضرورت انجام آن آزمون داشته باشیم.

یکی از مزیت های نقشه مغزی این است که در صورت تشخیص یک اختلال و یا ابهام در مورد وجود یک اختلال می توانیم از این ابزار استفاده نماییم. هر اختلال با بدکاری در برخی از نواحی مغز رابطه دارد. برای مثال کسانی که اضطراب زیادی دارند عمدتاً در نواحی پس سری بتا زیادی دارند. در صورتی که در رابطه با یک اختلال ابهام وجود داشته باشد از نقشه مغزی می توان بعنوان یک ابزار تشخیصی کمکی استفاده کرد. زمانی که اختلال تشخیص داده می شود ما نیاز به یک ابزار برای بررسی شدت نابهنجاری ناشی از آن اختلال درمغز داریم. در حال حاضر شدت اختلال بر اساس پرسشنامه و شرح حال اخذ شده از مراجع سنجیده می شود. هر دو ابزار تحت تاثیر صحبت های مراجع هستند و امکان ارزیابی دقیق را برای ما فراهم نمی کند. نقشه مغزی برای ما این امکان را فراهم می نماید تا بتوانیم ارزیابی دقیقی از اثرات اختلال بر روی مغز داشته باشیم و همچنین به موازات ابزارهای سنتی، از طریق شدت نابهنجاری های مغزی، شدت بیماری را نیز تخمین بزنیم.